با اینکه تابستان گذشته به یوونتوس بازگشت؛ اما روزی بود که همه‌ی ما گمان کردیم این آخرین باری است که او را به عنوان بازیکن در تورین میبینیم.

امروز ۱۸ می ۲۰۱۸ است. حدود ساعت ۷:۱۵ صبح در مدفورد ایالت اورگن.

تا اواسط روز درحالیکه کلاهم را روی سرم کشیده ام، آنجا نشسته بودم و مسابقه یوونتوس برابر هلاس ورونا را تماشا میکردم که مطلقا جایگاهی در جدول رده بندی نداشت. یوونتوس از پیش هفتمین عنوان مستقیم سری آ را برای خود فتح کرده بود. علیرغم بارش کوتاه مدت باران در تورین، فضای جشن و شادی بر ورزشگاه آلیانز حاکم بود زیرا روزی بود که اسکودتوی دیگری به عرش برده شد. اما این روز برای بیانکونرو ها آنگونه که معمولاً در پایان فصل انتظارش را داشتیم نبود.

این روز درباره جانلوئیجی بوفون و آنچه که در آن زمان آخرین مسابقه وی به عنوان بازیکن یوونتوس و کاپیتان محبوب باشگاه محسوب می شد.

آه پسر، آن اشکها دو سال پیش ریخته شد. احتمالا نه با اولین ضربه شروع کننده بازی، اما زمانی که دقیقه ۶۰ رسید و مکس آلگری تصمیم گرفت کارلو پینسولیو را جایگزین بوفون کند، مانند شکستن سد بود، گریه و زاری ها شروع شد.

هنگامیکه تعویض داشت انجام میشود و شما می توانستید ازدیاد جمعیت را احساس کرده و احساسات توأم با هیجانات بدیهی و اجتناب ناپذیر موجود در ورزشگاه که در شرف فوران کردن بود را درک کنید، احساسات مثبتی در قسمت خاصی از اورگن جنوبی که تا آن لحظه آرام و خاموش بودند چیزی شبیه این برآوردند. بعد از آن درحالیکه بوفون امثال آندرا بارتزالی و کلادیو مارکیزیو را جوری در آغوش گرفت که قطعا نمیخواستید پایانش را ببینید و بعد به سمت خط کنار زمین رفت، به چنین چیزی روی آورد:

تحول هیجانی و احساسی اولین وداع بوفون از یوونتوس

برای کسانی که مدت طولانیست خواننده اینگونه مطالب هستند میگویم، این حقیقت که من غرق در احساسات شده ام و به وضعیت غم انگیز گریه و زاری برای مردی روی آورده ام که همه گمان می کردند آخرین باری خواهد بود که وی را به عنوان بازیکن یوونتوس می دیدند، خیلی جای تعجب ندارد. بوفون دلیل یوونتوسی بودن من برای دو دهه گذشته است. او کسی است که بابتش حتی به شوخی بخاطر آنچه که تاکنون هوادارانش بوده ام سرزنش شدم. او یک دروازه بان است، من یک دروازه بان بودم. او ایتالیایی است، من هم ایتالیایی هستم. او موهای عالی و محشری دارد و من تنها میتوانم امیدوار باشم که در آستانه چهل سالگی‌ام موهای محشری چون او داشته باشم.

میتوانستم ادامه دهم.

اما این کار را نمیکنم. این شبیه بازی وداع چند سال پیش الساندرو دل پیرو نبود با توجه به اینکه شما به خوبی می توانستید درک کنید که این تصمیم بوفون بود. اندرا آنیلی مدیر باشگاه یوونتوس این اتفاق را در جلسه سهامداران اعلام نکرد اما چند روز قبل تر بوفون در یک مصاحبه مطبوعاتی توضیح داد و با جزئیات درباره میزان علاقه مندی و چرایی تمایلش به تجربه ماجرای جدید بعد از گذراندن ۱۷ سال با یوونتوس صحبت کرد. (آن ماجرای جدید بازی کردن یک فصل در پاریسن ژرمن از آب درآمد) بدیهی است که این تصمیم حاصل تفکرات بسیار بوفون بوده است و بدون توجه به اینکه نتیجه نهایی آن چه خواهد بود، حمایت باشگاه را هم به همراه داشت.

این موضوع، آن روز را آرام تر و ساده تر نکرد

بوفون در یوونتوس رشد نکرد بلکه قبل از اینکه در تابستان ۲۰۰۱ به طور رسمی به تورین بیاید، در پارما رشد کرده بود. اما در ۱۷ سالی که بوفون در یوونتوس گذراند قبل از مدت زمان به نسبت کوتاهش در پاریس و بعد از آن بازگشت غیرمنتظره اش به بانوی محبوب و مورد علاقه اش، او به نوعی تبدیل به نماد و مظهر باشگاه شد که برگزیده برگزیدگانی بود که همیشه لباس بیانکونری برتن داشتند.

دیدن اینکه بوفون بگوید فوتبال را رها میکند، لزوماً تعجب و شگفتی نداشت. در زمانی که خبر را اعلام کرد چهل ساله بود، بوفون در سنی که بسیاری از دروازه‌بانان در آن زمان از بازی ها خداحافظی میکردند نبود و به این قضیه بدون برد و باخت خاتمه داد. او برتر از همه آنها بود. شما روزی که گفت میخواهد برود را به یاد دارید که ما در ابتدا گمان کردیم به این خاطر است که در شرف بازنشستگی است اما در اصل داشت دوباره باز میگشت! در ۴۲ سالگی همچنان جزء برترین هاست هرچند دیگر آغازگر و شروع کننده تمام مسابقات نیست و دیگر در ۳۰ بازی لیگ در طول یک فصل در زمین بازی حاضر نمی شود.

لیکن منظور من جدایی جیجی بوفون است. قریب به دو دهه باارزش هیجانی و احساساتی است که به آن بازی وداع باشکوه و عظمت پیوند خورده است.

این حقیقت که هیچ چیزی وجود نداشت تا نگران بازی ها باشید، بوفون را خاص و منحصر بفرد کرد. این روز، روزش بود، مسابقه اش، لحظه ای که در آن غوطه ور شود و برای ما آخرین بار که به عنوان بازیکن یوونتوس بود و بابت اینکه بخش بزرگی از تاریخ باشگاه یوونتوس به حساب می آمد، تحسین شد و مورد ستایش قرار گرفت.

و این حقیقت که بوفون می بایست اسکودتوی دیگری را بالا ببرد، پایان این خوشی و جشن دو ساعته است.

تحول هیجانی و احساسی اولین وداع بوفون از یوونتوس

قسمت عجیب تمام اینها این است که تنها یک سال بعد، بوفون به تورین برگشت و قرارداد جدیدی را با یوونتوس امضا کرد تا بار دیگر همراه باشگاه باشد. در مقایسه با زمانی که ما قبلا او را به عنوان بازیکن فیکس یوونوتوس درون دروازه و به عنوان کاپیتان محبوب می دیدیم، الان او را در پست متفاوتی میبینیم. هرچند الان ۱۰ ماه پس از این واقعیت گذشته اما دیدن دوباره اش، هنوز سناریوی کاملا متفاوتی است از جایی که در آن بعدازظهر اواسط ماه مِی بودیم زمانی که گمان می کردیم برای همیشه با بوفون خداحافظی خواهیم کرد. اگرچه بوفون دوباره بازیکن یوونتوس است اما آن خداحافظی و وداع هرگز فراموش نخواهد شد. احساسات و هیجاناتی که آن روز فرصت بروز یافتند نیز فراموش نخواهند شد.

زمانی که بوفون برای همیشه از دنیای فوتبال کنار برود نیز خداحافظی دیگری در پیش خواهد بود. دومین فداکاری و از خودگذشتگی اش در مقابل یوونتوس، جزئی از بزرگترین فداکاری اش خواهد بود. تا زمانی که شایعه ها پافشاری نکنند و ادامه ندهند او حداقل یک فصل دیگر قرارداد امضا کرده و بار دیگر او را در زمین بازی خواهیم دید.

با اطمینان نمیدانیم که چه موقع آن اتفاق خواهد افتاد. امیدواریم که حداقل از این طرف قضیه، دومین وداعش به همان اندازه اولین خداحافظی که دو سال پیش بود، احساساتی باشد. آن روز همراه اشک و حسرت خواهد بود، و آنها ارزشش را خواهند داشت .

چرا؟ زیرا تنها یک جیجی بوفون وجود دارد و بابتش از او ممنون و سپاسگزاریم.