تمام تقصیر را نمی توان تنها گردن ساری انداخت

خبرنگار: سجاد عبداللهی

یوونتوس قهرمان منتخب سری آ است، اما این تیم بدون مشکل نبوده و تمام تقصیر را نمیتوان تنها گردن ساری، مربی این تیم، انداخت.

به گزارش کانون رسمی هواداران باشگاه یوونتوس – تیم ‌یووه تقریباً مطمئن است که به طور پیاپی نهمین قهرمانی خود را در سری آ کسب خواهد کرد و مائوریتزیو ساری به عنوان سرمربی موفق به کسب این مقام برای اولین بار خواهد شد. به دنبال تساوی ۳-۳ روز چهارشنبه برابر ساسولو، فاصله یووه با خانه دوم جدول، آتالانتا، برابر با ۷ امتیاز در ۵ بازی پیش رو است. اگر تیم اینتر روز پنجشنبه در تورینو به پیروزی دست یابد، جایگاه خود را در خانه شش جدول حفظ می کند، اما با وجود رقابت شدید بین یووه با نراتزوری‌ها (اینتر)، بازیکنان یووه باز هم به نوعی نیازمند تحولی بزرگ برای کسب رتبه قهرمانی در لیگ هستند.

تیم یووه در گذشته به خود در ارتباط با شکست مشکلاتی روانی، افتخار می کنند و از هر موقعیت “هرچه بادا باد” نهایت استفاده را برده است و به پیروزی دست یافته. کاپیتان افسانه‌ای و سرپرست سابق تیم یوونتوس، جیامپیرو بونیپرتی، تفسیر شخصی خود را از نقل قول وینس لمباردی مشهور (از بزرگترین مربیان راگبی) که می گفت: “بردن همه چیز نیست، اما تلاش برای بردن چرا” را اینگونه ارائه داد: “بردن همه چیز نیست، بلکه تنها مسئله موجود است.”

سرودی که همچنین طنین‌انداز است اما بیش از پیش در میان طرفداران از محبوبیت کمتری برخوردار است. زیرا هنگامی که نه فصل پیاپی این سرود را بخوانید یا درصدد انجام آن باشید و از جان خود برای تیم محبوبتان مایه بگذارید (یکصدا باشید و مستقل عمل نکنید)، به تبع انتظارات فراتری هم از تیم محبوبتان خواهید داشت.

هواداران می دانند که دستمزد بازیکنان یووه بیش از دو برابر بازیکنان دیگر در سری آ است. آنها می دانند که این تیم احتمالاً این فصل را نسبت به فصل های قبلی با امتیاز کمتری به پایان خواهد رساند. آنها از فقدان انسجام در بازی و عملکرد ضعیف تیمشان در این فصل آگاه هستند و به خوبی می دانند که اگر در رقابت تنگاتنگی با بقیه تیم‌ها نیستند، به دلیل  به مشکل خوردن تیم های حریف است. (و نه عملکرد خوب خودشان)

لاتزیو پس از یک جهش اولیه باشکوه، بنزین تمام کرد، ناپولی تا ماه‌های اخیر نتوانست پیشرفتی از خود بجا بگذارد، اینتر بارها و بارها تا جایی که سرمربی تیم، آنتونیو کونته، به خاطرش بیاورد به خود آسیب زد و شاید آتالانتا هم برای باور کردن اوضاع خرابش در لیگ کمی دیر کرده باشد.

سپس یووه در سه بازی گذشته خود شکست روحی را تجربه کرد بازی های با نتیجه (۲-۴) قابل میلان، آتالانتا (۲-۲) و ساسولو (۳-۳)  دلایل این شکست روانی برای تیم بود. کسب دو امتیاز در سه بازی فاجعه نیست، به خصوص وقتی که تیم های رقیب هم عملکرد ضعیفی داشته باشند، اما نقطه ضعف تیم از جایی ناشی می شد که بازی‌هایی با نتیجه تساوی نیز حس شکست به بازیکنان می داد. (مساوی برایشان کافی‌ نبود)

در حقیقت، اگر پنالتی های اتفاقی را که مقابل آتالانتا رخ داد را در نظر نگیریم یووه با توجه به نحوه عملکرد آنها در این فصل و همچنین برخوردار بودن از سوپرمن تیم، وویچیخ توماش شزنی می توانند در برابر تیم ساسولو به طور پیاپی سه بار شکستشان دهند.

و بعد، گناه کبیره فوتبال ایتالیا به میان میاید شاید به ویژه برای تیم یوونتوس که قادر به برد ۲-۰، همانطور تیم های میلان و ساسولو تا کنون نبوده.

واکنش ناخودآگاه و اشتباه، مقصر دانستن ساری است. بسیاری از افراد از جمله خود شما، هنگام انتخاب وی به عنوان سرمربی در تردید بودید و باور داشتید که چه از نظر فرهنگی چه از نظر فوتبالی او فرد مناسبی برای سرمربیگری نخواهد بود و بیشتر به دنبال فردی فوتبال شناس تر همانند نسخه‌ای از وی که در ناپولی ارائه داده شد، بودید. مشکلی نیست. اما تحقق این امر زمان خواهد برد و با توجه به اینکه یووه با هدف برد در بازی‌ها (بیش از پیش) از افراد مجرب با دستمزد های بسیار بالایی بهره می برد، به نظر می رسد که این انتخاب ‌در این فصل غیر‌عقلی و برخلاف شهود خواهد بود.

آیا واقعاً ساری در آن زمان قصد داشت که کریستیانو رونالدو ۳۴ ساله را متقاعد کند که بازیکنان فول بک را تحت فشار قرار داده و فضا را برای بازیکنان هافبک باز کند و و تمام کارهایی را که بازیکنان جناح راست زمین در ناپولی انجام می دادند را انجام دهد؟ ما پیش‌تر به پاسخ این پرسش دست یافته‌ایم: ساری قرار بود که تیم را با شرایط وقف دهد به اینگونه که کریستیانو رونالدو باشد و ده بازیکن دیگر.

با این اوصاف، برآرورده کردن نیازهای سوپراستارتان مشکلی ‌ندارد و با عقل جور درمی‌آید، به خصوص هنگامی که تقاضای دریافت تقریباً یک چهارم از دستمزد شما را داده باشد. اما گماشتن ساری برای انجام این کار، همانند درخواست از یک سرآشپز سوشی برای روشن کردن گرانترین تنور باربیکیو در جهان است. (منظور کار را به کاردان نسپردن است)

نتیجه این می شود که این تیم، تیمی نیست که به سرمربیگری ساری باشد، یا به عبارت دیگر، تیمی است که دارای تمامی نقاط منفی یک تیک به سرمربیگری ساری است، با تعداد کمی هم از جوانب مثبت. علاوه بر این، بسیاری از بهترین جوانب مثبت متعلق به دوره ماسیمیلیانو آلگری را از دست داده است، در حالی که برخی از نقاط ضعف تیم را همچنان دست نخورده نگه داشته است. به ویژه اتکا به افراد برای خلق از هیچ. بنابراین، حتی اگر متوجه به وقوع پیوستنش باشید، بدانید که قسمت اعظم آن مربوط به ساری و کسانی که او را منصوب کرده‌اند، است.

اما نه تمام آن، چرا که مشکلی به مراتب عمیق‌تر بوده و مستقیماً نیازمند بررسی در زمینه تخصیص منابع به تیم است. به تابستان گذشته فکر کنید. برگ تازه‌ای را رو کرده‌اید، و بر تحول آفرینی و انقلاب ساری شرط بسته‌‌اید و بیشتر ماه آگوست را صرف مقصر دانستن پائولو دیبالا، گونزالو ایگواین و ماریو مانژوکیچ کردید.

چرا؟ در مورد پرونده دیبالا، باید بگوییم که دستمزدی او مربوط به پولی است که با تلاشش بدست آورده اما راجع به دو بازیکن دیگر اینگونه نبوده و مبلغی بالاتر مدنظرشان بوده بدون اینکه به ازای‌دریافت آن تلاشی کرده باشند. در پایان، این مانجوکیچ بود که تیم را با یک انتقال رایگان تیم را ترک کرد زیرا هیچ کس خواهان ایگواین و قرارداد تقریباً ۱۵ میلیون دلاری یکساله او تا سال ۲۰۲۱ نبود، و همچنین به این دلیل که دیبالا حاضر به ترک تیم نبود.

خود را جای ساری بگذارید. این چه نوع از برنامه ریزی برای یک تیم است؟ ایگواین و دیبالا -حتی اگر مانژوکیچ را نیز در نظر نگیریم دو بازیکن با ویژگی های کاملاً متفاوتی هستند. و بازیکنی تازه وارد در ماه آگوست است و نمی داند که باید کدام سیستم را در تیم پیاده سازی کند چرا که خبر ندارد چه کسی در آخر ماه قرار است که در تیم حضور داشته باشد. (اتفاقاً، می توانید همین مورد را برای رونالدو هم در نظر بگیرید ؛ با این ‌تفاوت که او مایل به ثابت بودن بازیکن مرکزی مهاجم در مسابقه حذفی نبود.)

وسواس یوونتوس نسبت به نقل و انتقالات رایگان از دیگر خصوصیات ساز و کارش است. عملکرد موثر پیرلو در سال ۲۰۱۱ با وجود اینکه به ۳۲ سالگی رسیده بود، به این معنی نیست که این تیم همیشه از پس مشکلاتش برخواه آمد. به عنوان نمونه ادرین رابیو و آرون رمزی را که سال گذشته به تیم پیوستند و جایگاه ششم را برای بالاترین دستمزد در اختیار دارند، در نظر بگیرید. (پس از رونالدو، ماتیس  دلیخت، ایگواین، دیبالا و میرالم پیانیچ)

عملکرد و سازگاری بالای آنها را کنار بگذارید رابیو به دردسرساز بودنش همانند یک کودک در تیم شهرت دارد، که همین امر موجب بازی نکردنش به مدت شش ماه در پاری سن ژرمن شد، و همچنین آرون رمزی که به سختی تنها در ۴۰ درصد از بازی های لیگ آرسنال در سه فصل قبل حضور داشت یووه بدون دانستن اینکه قرار است ساری سرپرست تیم شود، مبالغ هنگفتی را برای هر دو این بازیکنان پرداخت کرد.

نتیجه؟ رابیو ۱۷ بازی لیگ انجام داده است، و رمزی فقط نه بازی. برای قضاوت عادلانه هر دو، با توجه به جایگاه تیم یووه در این فصل، هضم حضور آنها در تیم دشوار است، و در صورت در نظر گرفتن میزان دستمزدشان این امر تقریبا باورنکردنی خواهد بود.

ساری سرزنش‌ها را قبول خواهد کرد. اگر او در دوره شانزدهم لیگ قهرمانان اروپا مقابل لیون با کمبود بودجه روبرو شود و باعث شکست خوردن تیمش شود، به اتمام رسیدن دوره سرمربیگری‌اش در این تیم بسیار محتمل خواهد بود ممکن است. (که این امر، رکورد غیرقابل باور بودن تنها به مدت یک فصل را رقم خواهد زد در حالیکه در باشگاه های متوالی دیگر آنها را به قهرمانی رساده بود: همانند چلسی در لیگ ۲۰۱۸-۱۹٫

اما منشأ این مشکلات بسیار عمیق‌تر است. اگر خواهان یک تغییر ۱۸۰ درجه‌ای هستید، به خصوص با تیمی که در حال برد است، اقدامات نیمه کاره و رها شده‌ای در کارنامه‌تان نباید وجود داشته باشد. باید ابزار مورد نیاز سرپرست تیم و آزادی و زمان مدنظرش را فراهم کنید. در غیر این صورت، با وضع کنونی تیم یوونتوس روبرو خواهید شد.

سپردن کل پروژه بازسازی و بهبود وضعیت تیم به ساری تصمیمی نشدنی بود. چه زمانی که قراردادی با رونالدو (که اکنون ۳۵ سال‌ دارد) برای بازی در لیگ قهرمانان اروپا امضا کردید و چه زمانی که تقریباً ۷۵٪ از دستمزد تیم را به بازیکنانی با ‌۲۹ سال سن یا بالاتر تخصیص می دهید. (این امر عملا نشدنی است).

شاید هدف دیگر تیم، همانطور که بعضی ها قبلاً هم گفته‌اند، فقط قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا باشد، هدفی که یوونتوس از سال ۱۹۹۶ تا کنون که به طور پیاپی ۵ بازی فینال را به حریف واگذار کرده‌اند به آن دست نیافته است. سری‌آ فقط یک فاکتور برای متناسب نگه داشتن بازیکنان از نظر جسمانی بود، ضمن اینکه روی جایزه بزرگ آن نیز تمرکز داشتند که اگر موفق به دریافت آن هم می شدند، بسیار برایشان لذت‌بخش بود.

شاید ساری بی نقص نباشد، اما فصل گذشته دومین جایزه بزرگ بازیهای حذفی اروپا را برای تیم به ارمغان آورد، پس چرا نباید عنوان بزرگتری را بدست آورد؟ اگر اینگونه باشد و یوونتوس همه این جوایزها را بدست آورد، حتی برای مدت کوتاهی این مشکلات و مسائل مهم نخواهند بود.

به محض توقف اتفاقات خوب و خوش در این تیم، هنوز هم فصل جدیدی برای بازی در ماه سپتامبر وجود خواهد داشت، اما تا آن زمان ساری همچنان مسئول تیمی با اوضاع به هم ریخته و نامنظم شناخته خواهد شد.